با عنوان : مطالعه تاثیر اسانس بعضی از گیاهان دارویی بر روی کنترل قارچ

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

دانشگاه آزاد اسلامی

واحد دامغان

دانشکده کشاورزی

 پایان‌‌نامه کارشناسی ارشد

رشته فیزیولوژی و اصلاح گیاهان دارویی ، ادویه‌ای ، عطری

عنوان

مطالعه تاثیر اسانس بعضی از گیاهان دارویی بر روی کنترل قارچ Macrophomina phaseolina (عامل بیماری پوسیدگی زغالی)

 استاد راهنما

دکتر مهدی نعیمی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده

اسانس­های گیاهی گروهی از مواد موثره موجود در گیاهان هستند که خاصیت محافظت کنندکی بسیاری از آنها در برابر قارچ­ها، باکتری­­ها، ویروس­ها و انگل­ها از دیرباز شناخته شده و مورد بهره گیری قرار گرفته می باشد. در سال­های اخیر به دلیل افزایش علاقه به بهره گیری از مواد طبیعی و بالا رفتن سطح آگاهی مردم، محققین با جدیت بیشتری به مساله بهره گیری از اسانس­ها و عصاره­ها در جهت کنترل آفات و بیماری­های گیاهی پرداختند. قارچ Macrophomina phaseolina عامل بیماری پوسیدگی زغالی می باشد که یکی از بیماری­های مهم گیاهی محسوب می­گردد که باعث کاهش کمیت و کیفیت در محصولات مختلف به­خصوص در نواحی گرم و خشک جهان می­گردد. به­مقصود مطالعه اثر بعضی از اسانس­های گیاهی در جلوگیری از رشد قارچ M. phaseolina تحقیقی به صورت آزمایش فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی با 3 تکرار در آزمایشگاه بیماری شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان در سال 1392 انجام گردید. در این پژوهش 6 سطح (0، 200، 400، 600، 800، 1000) میکرولیتر در لیتر از اسانس­های گیاه­های اکالیپتوس، نعناع فلفلی، رازیانه و رزماری و نیز 7 سطح (5، 10، 15، 20، 30، 75، 100) ppm نانوسیلور مورد مطالعه قرار گرفت. جهت مطالعه میزان رشد میسلیوم قارچ از محیط کشت جامد PDA بهره گیری گردید. نتایج مطالعه­های آماری نشان داد که از میان 5 اسانس گیاهی مورد مطالعه اسانس­ رزماری بیشترین میزان بازدارندگی از خود نشان داد به­طوری که. بیشترین اثر کاهش رشد مربوط به اسانس رزماری و کمترین اثر بازدارندگی رشد قارچ نیز مربوط به اسانس درمنه بود. همچنین غلظت 100 ppm نانو سیلور بیشترین اثر و غلظت 5 ppm کمترین اثر بازدارندگی را داشتنند.

کلمات کلیدی: اسانس، نانوسیلور، گیاهان دارویی، Macrophomina phaseolina

مقدمه

دانشمندان کوشش می‌کنند که روش‌های جدید افزایش تولید مواد غذایی برای جمعیت همواره در حال رشد بشر را پیدا نمایند، اما متاسفانه خسارت زیاد قارچ‌های بیماری‌زای گیاهی به محصولات غذایی هنوز هم انکار ناپذیر می باشد. امروزه کاربرد ترکیبات شیمیایی به عنوان ارزان‌ترین و متداول‌ترین روش کنترل بیماری‌های گیاهی مورد توجه می باشد اما این مواد معمولا در طبیعت به کندی تجزیه می گردد و به همین دلیل باعث ایجاد مسمومیت برای بشر و جانواران اهلی و سایر موجودات زنده می گردد (کارامان[1] و همکاران .2001).

جامعه بشری برای تولید فرآورده‌های کشاورزی با دشواری و بحران خاصی روبرو گردیده می باشد. همچنین افزایش جمعیت نیاز به تولید مواد غذایی را افزایش داده می باشد. دسترسی به این هدف با افزایش سطح زیر کشت، افزایش عملکرد در واحد سطح و حفظ محصول امکان‌پذیراست. از طرف دیگر بهره گیری از روش‌های شیمیایی به مقصود کنترل آفات و بیماری‌های گیاهی سلامت محیط زیست را به خطر می­اندازد. اگر چه این سموم در مبارزه با بیماری‌ها در کوتاه مدت نتایج موثری به همراه داشته­اند، اما به تدریج اثرات سوء آنها بر بشر، موجودات زنده و محیط زیست عیان گردیده می باشد. روش‌های مختلفی مانند کنترل بیولوژیک و بهره گیری از عصاره‌های گیاهان دارویی به مقصود رفع این معضلات توصیه شده­اند. در این بین بهره گیری از عصاره‌های گیاهان دارویی به دلیل عوارض جانبی کمتر، عدم مقاومت پاتوژنی، پایین بودن هزینه تولید، تجزیه شدن در خاک و عدم آلودگی محیط زیست می‌تواند به عنوان جایگزین مناسب سموم شیمیایی مطرح گردد (قاسمی[2]، 2010).

يكي از مهم‌ترين عوامل محدودكننده توليد، بيماري‌هاي گياهي هستند. هر ساله بخش قابل توجهي از توليدات گياهي در اثر بيماري‌هاي گياهي از بين مي‌طریقه و اين در حالي می باشد كه بيش از 800 ميليون نفر در جهان از غذاي كافي برخوردار نيستند. تركيبات شيميايي كه به صورت مصنوعي توليد مي‌شوند، علاوه بر آلودگي‌هاي زيست محيطي، سلامت بشر را نيز تهديد مي‌كنند (افضل[3] و همکاران، 1997).

متأسفانه اغلب رويكرد‌هايي كه طي يكي دو قرن اخير در كشاورزي اتخاذ شده با توليد پايدار، مغايرت دارد. بهره گیری مكرر و بي‌رويه از تركيبات شيميايي، علاوه بر آلودگي محيط زيست، موجب بروز پديده مقاومت در برابر آفت كش‌ها شده و در نتيجه پتانسيل خسارت آفريني عوامل بيماري‌زا را به شدت افزايش مي‌دهد (نارایان[4] سامی، 2002).

عوامل بیماری‌زای گیاهی پیش روی مواد شیمیایی آفت­کش مقاومت نشان می‌دهند و هر روز شاهد افزایش تعداد عوامل بیماری‌زای مقاوم به آنها هستیم، پس نیاز به پژوهش در راستای کشف مواد جدید ضدقارچی که تجدید شونده سازگار با محیط زیست و به آسانی قابل تهیه باشد ضروری می‌نماید (رمضانی[5] و همکاران، 2002).

کنترل زیستی عوامل بیماری‌زاي گیاهی با هدف کاهش اثرات خطرناك آفت‌کش‌هاي شیمیایی مانند تهدید سلامتی بشر، آلودگی محیط زیست، از بین بردن موجودات غیر هدف و پیدایش عوامل بیماری­زاي مقاوم یک اولویت می‌باشد. در این راستا بهره گیری از پتانسیل ضد میکروبی متابولیت‌هاي گیاهی، طی سال‌هاي اخیر مورد توجه قرار گرفته می باشد. مبارزه بیولوژیک به‌عنوان یک پدیده جدید چشم اندازه مناسبی را از خود نشان داده می باشد. کشور پهناور ایران نیز به دلیل داشتن گذشته درخشان در زمینه دانش گیاهان دارویی، شرایط اقلیمی و اکولوژیک متنوع و وجود تنوع گونه‌ای و ژنتیکی فراوان گیاهی از شرایط بسیار مطلوبی در زمینه توسعه دانش گیاهان دارویی و تولید داروهای گیاهی در جهان برخوردار می باشد (عبدالمالکی[6] و همکاران، 2011).

بهره گیری از تركيبات طبيعي در كنترل آفات و بيماري‌هاي گياهي، يكي از راهكارهاي كاهش مخاطرات زيست محيطي می باشد. دراين راستا، پژوهش‌گران زيادي در سال‌هاي اخير به مطالعه اثرات ضدباكتريايي، ضدقارچي و حشره­كشي اسانس‌ها و عصاره‌هاي گياهي پرداخته‌اند (علام[7] و همکاران، 2007).

گیاهان معمولا توانایی دفاع از خود را با تولید انواع متابولیت‌های ثانویه شامل آلکالوئید‌ها، ترپنوئیدها، استروئیدها و دیگر ترکیبات آروماتیک که احتمالا برای دشمنان آنها نا مطلوب و یا حتی سمی‌اند را به‌دست آورده‌اند (لیو[8] و همکاران، 2001).

گیاهان بالغ بر هزار متابولیت ثانویه طبیعی با وزن مولکولی پائین تولید می‌کنند (دیکسون[9]، 2001). شناخت و بررسي اين متابوليت‌ها مي‌تواند كمك مؤثري به كنترل آفات و امراض بنمايد (ازلان[10] و همکاران، 2003).

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بعضی از این ترکیبات می‌تواند برای کنترل عوامل بیماری‌زای گیاهی و یا حداقل به عنوان مدلی برای ساخت ترکیبات آفت­کش‌های جدید مورد بهره گیری قرار گیرند (رسولی[11] و میرمصطفی، 2002).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

مطالعه در زمينه وظايف اين تركيبات در گياهان، يك موضوع جذاب و مهم براي بسياري از پروژه‌هاي تحقيقاتي شده می باشد و تأثیر­هاي اكولوژيكي تعدادي از اين تركيبات مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته می باشد، با مطالعاتي كه تاكنون صورت گرفته می باشد، به نظر مي‌رسد كه متابوليت‌هاي ثانويه، به عنوان موادي طبيعي، تأثیر هاي اكولوژيكي مهمي در واكنش‌هاي دفاعي گياهان دارند. بسياري از متابوليت‌ها در دفاع گياه پیش روی آفات و امراض مؤثر مي‌باشند (کاون[12]، 1999).

اسانس‌ها عصاره‌هاي گياهي داراي تركيباتي با فعاليت‌هاي زيستي متفاوت هستند (رودریگویز[13] و همکاران، 2005).

در سال‌های اخیر شرکت‌های تجاری از نتایج یافته‌های پژوهشی در مورد خواص آفت­کشی اسانس‌های گیاهی بهره گیری نموده و ترکیبات آفت­کشی را به بازار عرضه نموده­اند (لیو و همکاران، 2001).

بهره گیری از پتانسیل بالقوه مواد بیولوژیکی با اثرات ضدباکتریایی، ضدقارچی و حشره­کشی مورد توجه محققین زیادي قرار گرفته می باشد (مویما[14] و همکاران، 2004).

تا کنون فعاليت ضد ميكروبي و حشره­كشي اسانس و عصاره چندين گونه گياه به خوبي شناخته شده و مورد بهره گیری قرار گرفته­اند، اين روش مطالعه در مورد تركيبات طبيعي كه ممكن می باشد منجر به كشف عوامل موثر در كنترل عوامل بيماري­زاي گياهي (باكتري­ها و قارچ­ها) گردد، از اهميت بسيار برخوردار می باشد. اسانس­های گیاهی گروهی از مواد موثره موجود در گیاهان هستند که خاصیت محافظت کنندگی بسیاری از آنها در برابر قارچ­ها، باکتری­ها، ویروس­ها و انگل­ها از دیرباز شناخته شده و مورد بهره گیری قرار گرفته می باشد. در سال­های اخیر به دلیل افزایش علاقه به مواد طبیعی و بالا رفتن سطح آگاهی مردم محققین با جدیت بیشتری به مسئله بهره گیری از اسانس­ها و عصاره­ها پرداختند (عبدالملکی و همکاران، 1389).

قارچ Macrophomina phaseolina (Tassi) Goidanich بیمارگر تعداد زیادی از گونه­های وحشی و زراعی در نواحی گرمسیری جهان می­باشد و عامل بیماری پوسیدگی زغالی، بلایت برگی، بلایت ساقه و مرگ گیاهچه می باشد. قارچ عامل بیماری اولین بار در سال 1901 توسط تسائی به نام Macrophomina phaseolina معروف گردید. سپس دانشمندان دیگر بر اساس خصوصیات مرفولوژیکی نام­های متفاوتی را برای آن در نظر گرفتند معتبرترین نام انتخاب شده برای این قارچ Macrophomina phaseolina می­باشد که توسط گویدانیچ در سال 1974 انتخاب گردید (بلانکولوپز[15] و جیمنزدیاز، 1983).

تاکنون از روش‌های مختلفی به مقصود کنترل بیولوژیک قارچ ماکروفومینا فازالینا (Macrophomina phaseolina) بهره گیری شده می باشد. یکی از موثرترین روش‌ها، بهره گیری از عصاره‌های گیاهان مختلف در کنترل این قارچ بوده می باشد.

این مطالعه با هدف ارزیابی اثرات ضد قارچی چهار اسانس گیاهی شامل (رزماری، نعناع فلفلی، رازیانه اکالیپتوس) و همچنین اثر بازدارندگی نانو سیلور برقارچ ماکروفومینا انجام گرفت.

 بسیاری از مواد موثره گیاهان دارای جنبه دفاعی مستقیم یا غیرمستقیم هستند. با این حال تأثیر آسیب‌های مکانیکی و شیمیایی مثل زخم‌ها، آلودگی‌های ناشی از حیوانات شکارگر و علف­کش‌ها برعملکرد و اجزای متابولیت‌های ثانوی کمتر مطالعه شده می باشد. در شرایط طبیعی گیاهان متابولیت‌های خاصی تولید می‌کنند و زمانی که تحت تأثیر یک آسیب شیمیایی یا مکانیکی قرار گیرند تولید متابولیکی گیاه تغییر می کند و ممکن می باشد ترکیبات جدیدی تولید کنند که تأثیر محافظتی در برابر آسیب وارده داشته باشند و به عنوان یک تولید القاء شده مطالعه می­گردد. در Pinus pinaster مطالعات نشان داده می باشد که بعد از زخم­زنی عملکرد اسانس گیاه 5/2 برابر افزایش می‌یابد. ضمن اینکه مایه­کوبی با میسیلیوم به افزایش 60 برابری عملکرد اسانس منتهی می گردد. به علاوه افزودن میسیلیوم تغییرات معنی‌داری در درصد اجزای اصلی اسانس ایجاد می کند. مطالعه تأثیر علف­کش‌ها بر نمو کرک‌ها و تولید کآزولن در بومادران نشان داده می باشد که چندین نوع علف­کش نمو غده­های ترشحی کرک را به تأخیر انداخته و کرک‌هایی با تعداد سلول‌های 2 تا 3 برابر حالت طبیعی ایجاد می‌کنند. تولید آمازولن نیز مخصوصاً زمانی که 2-4-D، دی کامبا و تریازین بهره گیری گردید کاهش پیدا نمود (فيگوئريدو[16] و همكاران، 2008).

حمله پاتوژن­ها و آفات باعث ضعیف شدن گیاه می گردد و بیومس را در واحد سطح کاهش می‌دهد. برای مثال قارچ خاکزی Verticilium dahlias عامل محدود کننده کشت نعناع فلفلی در آمریکا می باشد. برای مقابله با آفات و بیماری­های مختلف، گیاهان تولید ترپنوئیدها و ترکیبات فرار که تأثیر دفاعی در برابر این عوامل دارند را بالا می­برند تا در برابر استرس ناشی از آن‌ها مقاومت کنند، اما تولید اسانس در واحد سطح به علت کاهش رشد گیاه كم مي‌گردد. مطالعه‌ها در گیاه Agastache anethiodora نشان داد که ویروس موزائیک خیار باعث کاهش عملکرد اسانس گردید و مقدار نسبی اجزای اسانس را عوض کرد (فيگوئريدو و همكاران، 2008).

2-1 قارچ ماکروفومینا

قارچ M. phaseolina معمولا بر روی سیستم آوندی ریشه­ها و میانگره­های تحتانی تاثیر می­گذارد و نقل و انتقال مواد غذایی و آب را به سمت قسمت­های فوقانی گیاه مختل می­سازد. این قارچ گیاهان را در تمام مراحل رشدی آلوده می­کند. تحت شرایط مزرعه­ای قارچ عامل بیماری در طی مراحل ابتدایی رشد در گیاه گسترش می­یابد اما علائم بیماری تا زمان بلوغ ظاهر نمی­گردد. شرایط آب و هوایی نظیر دما و رطوبت یک تأثیر مهمی را در فعالیت و تکثیر M. phaseolina اعمال می­کند و این نیازهای اپیدمیولوژی می­تواند در جهت حمله به میزبان و توسعه علائم بارز تأثیر داشته باشد، اگر چه دامنه نیازهای دمایی و رطوبت نسبی به نوع ایزوله­ها، شرایط آب و هوایی منطقه و ارقام میزبان بستگی دارد (راجکومار[17] و ماهالینگ، 2007 ؛ ادموند[18]، 1964).

چنانچه رطوبت کم و دمای بالا غالب باشد قارچ ماکروفومینا در سراسر مراحل آلودگی گیاهچه سریعا میزبان را مورد حمله قرار داده و در بین 24 تا 48 ساعت در میزبان گسترش می­یابد (راجکومار و ماهالینگ، 2007 ؛ ادموند، 1964).

آلودگی اولیه بیماری در مرحله گیاهچه اتفاق می­افتد اما معمولا تا زمان گلدهی به صورت پنهان باقی می­ماند (اسمیت[19] و کراویل، 1997).

علائم بارز در اواسط تابستان و در دماهای بالای 24 تا 30 درجه سانتیگراد و رطوبت پایین خاک ظاهر می­شوند. بخش­های هیپوکوتیل گیاهچه­های آلوده ممکن می باشد در هنگام طویل شدن تغییر رنگ دهد و به رنگ قهوه­ای مایل به قرمز در می­آید (اسمیت و کراویل، 1993).

خسارت قارچ ماکروفومینا به صورت تشکیل گیاهچه­های نامرغوب، مرگ گیاهچه از نوع Pre-emergence و Post-emergence و کاهش باروری گیاهان مسن­تر می­باشد. اگر آلودگی از طریق ریشه صورت می­گیرد در سطح و بالای خاک تغییر رنگ نظاره می­گردد. قسمتی که دچار تغییر رنگ شده به رنگ قهوه­ای تیره تا سیاه در می­آید و گیاهچه­های آلوده به ویژه در شرایط گرم و خشک ممکن می باشد از بین بروند. در هوای خنک و مرطوب گیاهچه­های آلوده زنده می­مانند، اما در طی مراحل زایشی حامل آلودگی پنهان هستند. علائم بیماری ممکن می باشد مجددا در هوای گرم و خشک و یا تحت تاثیر علف­کش­ها ظاهر گردد. در گیاهان مسن­تر، حالت پوسیدگی زغالی بعد از اواسط فصل ظاهر می­گردد. چنانچه آلودگی در اوایل رشد گیاه اتفاق بیافتد، آغاز گیاهان آلوده برگ­های کوچکتر از برگ­های طبیعی تولید کرده که استحکام خود را سریع از دست می­دهند. در مرحله پیشرفته­تر، برگ­ها به رنگ زرد در آمده و پژمرده می­شوند، اما متصل باقی می­مانند گاهی لکه­های سطحی ساقه از سطح خاک به سمت بالا امتداد می­یابد (اسمیت و کراویل، 1993).

پس از گل­دهی یک تغییر رنگ خاکستری روشن یا نقره­ای در بافت اپیدرمی یا زیر اپیدرمی، در ریشه­ اصلی و قسمت­های پایینی ساقه ظاهر می­گردد. میکرواسکلروت­های سیاه رنگ قسمت­های بیرونی بافت ساقه و بافت آوندی ساقه را احاطه می­کنند و ممکن می باشد مسیرجریان آب را مسدود کنند این میکرواسکلروت­ها ممکن می باشد به اندازه­ای زیاد باشند که در بافت زیر اپیدرم رنگ خاکستری شبیه حالتی که پودر زغال روی آنها پاشیده شده باشد، ایجاد می­کنند. ساقه ترک می­خورد، پوک و توخالی می­گردد و مغز ساقه از بین می­رود. طبق­های آلوده کج و بدشکل می­شوند و در طبق­های آلوده گل­های مرکزی عقیم می­شوند (ورمس[20] و همکاران، 2011).

در آلودگی­های بذری، بذرهای آلوده ممکن می باشد فاقد علائم باشد یا دارای لکه­های سیاه نامشخص به همراه تغییر شکل روی پوسته بذر باشد. گیاهچه­های حاصل از بذرهای آلوده می­توانند همراه با علائم یا بدون علائم، آلوده شوند. گیاهچه­های آلوده از رشد باز می­مانند و تحت تاثیر مرگ گیاهچه قرار می­گیرد (سینکلر[21] و بکمن، 1993).

علائم عمده روی گیاهان آلوده به صورت کوتولگی (Stunting)، زردی و کلروز، پیری زودرس، از بین رفتن گیاهان قبل از موعود، پژمردگی و انسداد و از بین رفتن سیستم آوندی می­باشد (ابوی[22] و پاستور، 1990).

علائم تیپیک بیماری به صورت زخم­های طویل سیاه یا خاکستری، خسارت برگ قبل از موعود و در نهایت کاهش کمیت و کیفیت بذر می­باشد (کلود[23] و روپ، 1999).

2-2- طیف میزبانی

قارچ M. phaseolina دارای طیف میزبانی بسیار وسیع می باشد، به طوری که بیش از 500 گونه متعلق به 75 خانواده گیاهی را مورد حمله قرار می­دهد. بیشترین گیاهان میزبان در خانواده Poaceae، Brassicaceae، Solanaceae، Leguminosae، Composite قرار دارند (پورکایاستا[24] و همکاران، 2006).

از میان گیاهان مهم دانه روغنی، صنعتی، حبوبات و علوفه­ای که به عنوان میزبان­های این قارچ به شمار می­آیند می­آیند می­توان به موارد زیر تصریح نمود:

آفتابگردان (Helianthus annuus)، سویا (Glycine max)، گلرنگ (Carthamus tinctorius)، کنجد (Sesamum indicum)، ذرت (Zea mays)، بادام زمینی (Arachis hypogea)، پنبه (Gossypium hirsutumچغندرقند (Beta vulgaris)، نخود ایرانی (Cicer arietinum)، لوبیا (Phaseolus vulgaris)، باقلا (Vicia faba)، لوبیای سفید (Phaseolus lunatus)، سورگوم (Sorghom bicolor)، شبدر (Trifolium pretense)، یونجه (Medicago sativus)، گندم (Triticum aevtivum) (میهالی[25]، 1992).

از درختانی که به عنوان میزبان­های این قارچ گزارش شده­اند شامل گونه­های مرکبات (Citrus spp)، گونه­های کاج (Pinus spp)، گونه­های آلو (Prunus spp)، کاج سیاه (Larix gmelinii) و زیتون (Olea europea) می­باشد. در ایران قارچ عامل بیماری علاوه بر آفتابگردان روی سویا، کنجد، ذرت، کیوی، بامیه، خربزه، طالبی، خیار، گوجه فرنگی، بادمجان، بقولات و زیتون گزارش شده می باشد (مهدی­زاده و همکاران، 1388).

از بین گیاهان سبزی و صیفی و جالیز که به عنوان میزبان­های این قارچ گزارش شده­اند، می­توان بادمجان (Solanum melongena)، گوجه فرنگی (Lycopersicum esculentumسیب زمینی (Solanum tubersum)، سیب زمینی شیرین (Impomoea batatas)، فلفل (Capsicum annum)، کلم (Brassica oleracea)، کاهو (Lactuca sativa)، هویج (Dacus corvata)، خربزه (Cucumis melo)، خیار (Cucumis sativusتوت فرنگی (Fragaris spگل جعفری، مارچوبه، هندوانه، طالبی، شلغم و تربچه را نام برد (میهالی، 1992).

2-3- مکانیزم آلودگی و بیماری­زایی

قارچ M. phaseolina به وسیله مکانیزم اعمال فشار و لوله تندش یا به وسیله تخریب و انحلال دیواره سلولی از طریق ترشح توکسین­ها یا آنزیم­ها به درون بافت نفوذ می­یابد (ویلر، 1975).

قارچ عامل بیماری یک تعدادی از فیتوتوکسین­ها مانند آسپرلین[26] (Asperlin)، ایزواسپرلین[27]، فومالاکتون[28]، فازئولینیک اسید[29]، فومنون[30]و فازئولینون را تولید می­کنند (دهار[31] و همکاران، 1982 ؛ باتاچاریا[32] و همکاران، 1992).

فازئولینون دارای اهمیت زیادی می­باشد و ظهور علائم بیماری را در گیاه تحریک می­کند (باتاچاریا و همکاران، 1992).

تأثیر مستقیم توکسین­ها در تحریک بیماری­زایی به وسیله M. phaseolina توسط کن مطالعه شده بود (چان[33]، 1969).

تخریب دیواره سلولی به وسیله M. phaseolina ناشی از آنزیم­های پلیگالاکتوروناز و سلولاز می­باشد. قارچ M. phaseolina می­تواند تا بیش از 5-10 میکرون به درون غشای مومی شکل نفوذ کند (ویلر، 1975).

ایجاد آلودگی قارچ ماکروفومینا در خاک به واسطه میکرواسکلروت­های آن می­باشد. این اندام­ها از نظر متابولیکی غیر فعال بوده و فقط در صورت مجاورت و تماس با ریشه و طوقه گیاه میزبان جوانه زده و پس از تولید هیف اندام­های گیاهی را سریعا کلونیزه می­کنند اما ممکن می باشد ریشه و ساقه مثل اینکه سالم به نظر آید (اعتباریان و همکاران، 1379).

نفوذ هیف آغاز به صورت برون سلولی می باشد و سپس به صورت درون سلولی و برون سلولی انجام می­گردد. رشد میسیلیومی قارچ در ناحیه زیر سلول­های اپیدرمی، تا زمانی که هیف­های آن به ناحیه کرتکس برسند، ادامه می­یابد. در این ناحیه رشد قارچ آغاز منحصر به فضای بین سلول­ها بوده اما بعد از گسترش قارچ و کلونیزه کردن ناحیه کرتکس، تهاجم به صورت درون سلولی انجام می­گردد. در این مرحله اندامک­های قابل نظاره در سلول­های میزبان ناپدید می­شوند و اسکلروت­ها داخل سلول تشکیل می­شوند (سینکلر و بکمن، 1993).

در مرحله آلودگی و هم زمان با تشکیل اسکلروت­ها مواد پکتینی و سلولزی سلول میزبان به سرعت تجزیه شده و مقدار آنها شدیدا کاهش می­یابد. در حالی که هیچ کاهشی در مواد لگنینی در محل آلودگی نظاره نمی­گردد (سینکلر و بکمن، 1993).

با کامل شدن و بلوغ میکرواسکلروت­ها در داخل سلول­های میزبان غالبا شکاف­هایی در دیواره سلولی به وجود می­آید. اسکلروت­های بالغ از نظر متابولیکی غیر فعال می­باشند و زندگی آن مستقل از میزبان می باشد. با در نظر داشتن اینکه تشکیل اسکلروت­ها آغاز در بافت­های سبز آغاز و تعداد آنها در بافت­های مرده افزایش می­یابد می­توان گفت تبدیل تدریجی مرحله میسلیومی قارچ به مرحله اسکلروتی منجر به زوال تدریجی گیاه می­گردد (سینکلر و بکمن، 1993).

تعداد صفحه :66

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com