با عنوان : مطالعه حس قلمرو در شهرک‌های مسکونی

در ادامه مطلب می توانید تکه هایی از ابتدای این پایان نامه را بخوانید

و در صورت نیاز به متن کامل آن می توانید از لینک پرداخت و دانلود آنی برای خرید این پایان نامه اقدام نمائید.

دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان

دانشکده معماری

پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد

در رشته معماری

عنوان:

مطالعه حس قلمرو در شهرک‌های مسکونی

استاد راهنما:

دکتر محمد جعفر کرباسچی

برای رعایت حریم خصوصی نام نگارنده درج نمی گردد

تکه هایی از متن به عنوان نمونه : (ممکن می باشد هنگام انتقال از فایل اصلی به داخل سایت بعضی متون به هم بریزد یا بعضی نمادها و اشکال درج نشود اما در فایل دانلودی همه چیز مرتب و کامل می باشد)

چکیده:

ساماندهی محیط زندگی با تعریف روشن عرصه‌های خصوصی و عمومی و ایجاد سلسله‌مراتب فضایی میسر می گردد و عرصه‌های تعریف‌شده زندگی نیز، احساس تعلق به محیط را افزایش می‌دهد و به محیط‌های مسکونی هویت می‌بخشد. یکی از عملکردهای اساسی خانه تعیین قلمرو می‌باشد. در این رساله مفهوم قلمرو را به‌منزلۀ یکی از عوامل تأثیرگذار بر کیفیت ارتباط بشر با محیط مسکونی، موردتوجه قرار داده می باشد. محصوریت مانند کیفیت‌هایی می باشد که تأثیر تعیین کننده ای در تعریف فضاها دارد، در حقیقت محصوریت می باشد که ظرف فضا را به عنوان بستری برای رخداد سایر وقایع تعریف می‌نماید. محصوریت به عنوان یک زمینه ذهنی برای فرد در تعریف فضا و عامل اولیه تبدیل فضا به مکان می باشد.

در این پژوهش به تعامل بین طراحی معماری در شهرک مسکونی و قلمرو افراد و خانواده‌های ساکن در این شهرک، پرداخته می باشد و اظهار می کند که محصوریت و تاثیر ان بر حس قلمرو افراد چه تأثیری بر طراحی معماری می‌تواند اعمال کند.

مجموعه مسکونی زیباشهر دزفول جهت ارائه پایان نامه کارشناسی ارشد معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان طراحی شده که مجموعه مطالعات و کارهای انجام شده از قرار زیر می باشد:

مطالعه عوامل موثر بر مفهوم قلمرو در مجموعه‌های متداول مسکونی،

تأمین خدمات و فضاهای سبز و فضاهای جمعی لازم،

ضوابط و استانداردهای طراحی مجموعه،

تجزیه و تحلیل اطلاعات جهت دستیابی به طراحی مناسب،

تعیین فضاها و مساحت های مورد نیاز،

طراحی معماری یک مجموعه مسکونی در خور نیاز و احتیاجات با تکیه به ضوابط اقلیمی و استانداردهای طراحی.

فهرست:

فصل اول: شناخت موضوع طرح و مبانی نظری.. 1

1-1- مسکن… 2

1-1-2- تعاريف و مفهوم مسکن.. 2

1-1-3- اهميت مسکن در زندگي.. 3

1-2- عوامل اجتماعي- فرهنگي و شكل خانه. 4

1-2-1- فرضيه پايه. 4

1-2-2- عامل خانواده 8

1-2-3- عامل اجتماعي فرهنگي؛ نياز به محرميت… 9

1-2-4- روابط اجتماعي؛ عامل مؤثر در ساختار خانه. 12

1-2-5- روابط خانه و مجتمع‌هاي زيستي.. 14

1-2-6- سايت و انتخاب آن. 19

1-3- مبانی نظری طراحی رفتاری.. 26

1-3-1- ماهيت و سودمندي مباني نظري.. 26

1-3-2- مفاهيم مباني نظري در رشته‌هاي طراحي.. 27

1-3-3- تأثیر علوم رفتاري در مباني نظري طراحي.. 28

1-3-4- پايداري و دگرگوني.. 31

1-3-5- مفهوم عملكرد. 36

1-3-6- ايمني زندگي پیش روی قابليت زندگي.. 36

فصل دوم: مروری بر تحقیقات انجام شده 39

2-1- ارتباط‌ي بشر- محيط.. 40

2-1-1- علوم رفتاري و مباني نظري معماري.. 42

2-1-2- موضوع علوم رفتاري.. 43

2-1-3- مدل‌هاي بشر، رفتار انساني و تجربه محيط.. 44

2-1-4- علوم رفتاري و نهضت معماري «جديد» (مدرن) 46

2-1-5- تأثیر علوم رفتاري.. 50

2-1-6- جامعه‌اي برابرنگر يا سلسله مراتبي.. 50

2-1-7- قابليت دسترسي براي همه با حفظ شأن اجتماعي.. 51

2-1-8- «تمايل» به «فضا» پیش روی «نياز» به دسترسي.. 52

2-1-9- نتيجه‌گيري.. 53

2-2- موضوع طراحي.. 53

2-2-1- اهداف طراحي: مدافعات طراحان. 56

2-2-2- هدف طراحي تأمين نظام‌هاي فعاليت يا زيبايي‌شناسي؟. 57

2-2-3- طراحي براي آسايش يا ساختن؟. 58

2-2-4- ماهيت مسائل طراحي.. 59

2-2-5- مفاهيم رويه‌ي طراحي و مفاهيم محيط.. 60

2-3- نظريه‌ي اثباتي معماری.. 61

2-3-1- فعاليت‌هاي شناخت و مرحله‌ي شناخت… 61

2-3-2- فعاليت‌هاي شناختي.. 61

2-3-3- گسترة طراحي.. 63

2-3-4- مرحله‌ي شناخت… 64

2-3-5- شناخت وضع موجود. 66

2-3-6- شناخت گروههاي ذي‌نفع. 67

2-3-7- شناخت محدوديت‌ها 68

2-3-8- تدوين اهداف… 69

2-3-9- طراحي الگوي رفتار. 69

2-3-10- الگوهاي طراحي.. 70

2-3-11- تدوين نيازهاي كالبدي.. 71

2-3-12- مسائل اجتماعي كالبدي اخير در طراحي محيط- ديدگاهي هنجاري.. 71

2-3-14- کوشش‌هاي اخير. 72

2-3-15- آينده 73

2-3-16- تفاوت‌هاي فردي در فرم نقشه‌هاي شناختي.. 74

2-3-17- تصاوير ذهني و رفتار فضايي.. 78

2-3-18- نتيجه‌گيري.. 79

فصل سوم: مواد و روش‌ها 81

3-1- ارزيابي وضع موجود. 82

3-1-1- تدوين برنامه معماري.. 82

3-1-2- عدم قطعيت در برنامه‌ريزي معماري.. 83

3-1-3- كسب اطلاعات براي برنامه‌ريزي معماري.. 84

3-1-4- شيوه‌هاي مداخله‌گر. 84

3-1-5- شيوه‌هاي غيرمداخله‌گر. 85

3-1-6- فنون جمع‌آوري اطلاعات: نتيجه‌گيري.. 87

3-1-7- تحليل اطلاعات… 88

3-1-8- مباني نظري اثباتي.. 89

3-2- مفاهيم بنيادين.. 90

3-2-1- محيط و رفتار بشر. 90

3-2-2- نتيجه‌گيري.. 93

3-3- حس قلمرو. 93

3-3-1- قلمروپايي.. 93

3-3-2- فضاهاي قابل دفاع. 94

3-3-3- عملكرد قلمروهاي مكاني.. 96

3-3-4- نظام قلمروهاي انساني.. 96

3-3-5- قلمروپايي و محيط ساخته شده 98

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را در شماره بندی انتهای صفحه بخوانید              

3-3-6- تفاوتهاي فردي در خلوت‌جويي.. 100

3-3-7- فضاي اجتماع‌پذير و اجتماع‌گريز. 103

3-3-8- كنترل قلمرو و تعامل اجتماعي.. 104

3-3-9- مفاهيم اجتماع محلي و محله در طراحي شهري.. 105

3-3-10- نتيجه‌گيري.. 110

3-4- محصوریت… 111

3-4-1- مقدمه. 111

3-4-2- تعریف واژگان. 112

3-4-3- اندازه 113

3-4-4- ارتفاع چهارچوب بدنه. 113

3-4-5- شکل.. 114

3-4-6- کفسازی.. 115

3-4-7- تداوم. 115

3-4-8- تداوم در آسمان. 115

3-4-9- ویژگی‌های معماری محصوریت… 116

3-4-10- مطالعه عوامل کیفی محصوریت در مبانی نظری شهرسازی ایران و اروپا 117

3-4-11- نتیجه گیری.. 117

فصل چهارم:تجزیه و تحلیل و اظهار نتایج حاصل از پژوهش.. 119

4-1- اظهار پژوهش… 120

4-1-2- فرضیه. 122

4-1-3- تحلیل دادها 123

4-1-4- نتایج مطالعه سوالات شهرک غرب… 123

4-1-5- نتایج مطالعه سوالات محله هفت حوض…. 128

4-1-6- مطالعه حس قلمرو در هر دو محله (امیتاز از 100) 131

4-1-7- مطالعه میزان حس محصوریت در هر دو محله (امتیاز از 100) 131

4-1-8- نتایج همبستگی پیرسون در شهرک غرب… 132

4-1-9- نتایج همبستگی پیرسون در محله هفت حوض…. 132

فصل پنجم: نتیجه‌گیری و جمع بندی.. 133

5-1- مطالعه و تحلیل سایت… 134

5-1-1- موقعيت و ويژگيهاي عمومي: 134

5-1-2- برسنجهاي مؤثر در طراحي شبكه ارتباطي: 137

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید                     

5-1-3- معرفی مکان پروژه: 138

5-1-4- دسترسی ها: 140

5-1-5- دید ومنظر: 141

 

 مقدمه

در حال حاضر در نظر داشتن نیازهاي اساسی شهروندان در محیط‌های شهري و در نظر داشتن برطرف کردن معضلات و معضلات شهري به مقصود کاهش نابهنجاری و افزایش امنیت در محیط‌های زیست مانند مسائلی می باشد که همواره مورد توجه مدیران، برنامه ریزان و طراحان شهری بوده می باشد و همچنین بهره گیری از راهکارهای جامعه‌شناسی در مسائل طراحی معماری، همواره جزو مهم‌ترین مسایل به شمار می‌رود. دیدگاه‌های تعاملی در مکاتب روانشناسی بر این باورند که بشر با محیط ارتباط مستقر می‌نماید، در آن دخل و تصرف می کند و از آن تأثیر می‌پذیرد. محققان با تمرکز بر نیازهای فضایی بشر در محیط زندگی، موارد متعددی را مهم دانسته‌اند که مانند می‌توان به امنیت فضایی، روابط اجتماعی، خوانایی، خلوت، حرمت انسانی و هویت تصریح نمود. بسیاری از این نیازها غیر از با عرصه بندی محیط زندگی قابل تأمین نیستند. عرصه بندی محیط‌های مسکونی، نیازمند سلسله مراتب فضایی، عملکردی، اجتماعی می باشد که با مفهوم قلمرو ارتباط ناگسستنی دارند. کلیه عوامل مربوط به قلمرو و نظارت بر آن در جهت رسیدن به آرامش مطلوب فرد و خانواده بسیار مهم می‌باشد. حفظ و دفاع از مرز قلمرو خانه و خانواده و شیوه های مداخله و تأثیر پذیری محیط بر رفتار و تعاملات اجتماعی بایستی به دقت مطالعه و کنترل گردد تا به سطح مطلوبی از زندگی امن و مطلوب برای بشر میسر گردد. از سوی دیگر نیاز بشر به خانه بسیار فراتر از نیاز اولیه به سرپناه می باشد. با تاکید بر دیدگاه های اقتصادی و جمعیتی و کم توجهی به نیازهای دیگر بشر، محیط زندگی از کیفیت لازم برخوردار نیست. با دقت و مطالعه قلمرو خانواده در حیطه محله و شهرک‌های مسکونی در میابیم که نظارت بر قلمرو خانه‌های مسکونی توسط اشخاص به افزایش امنیت و میزان کاربری حرایم شخصی خانواده، کمک بسیار زیادی در جهت رسیدن به خلوت مناسب و آرامش روانی افراد می کند. از این رو اهمیت این موضوع چنان می باشد که عدم در نظر داشتن قلمروهای شخص، خانواده یا دیگر گروه‌ها، در طراحی‌های شهری و معماری سبب آشفتگی در محیط می گردد. در این پژوهش با این باور که ارتباط بشر و محیط به عوامل مختلف و متعددی وابسته می باشد، موضوع قلمرو و محصوریت فضا را به منزله یکی از عوامل تأثیرگذار در کیفیت ارتباط بشر و محیط مسکونی، در محله و شهرک‌های مسکونی مورد مطالعه و تحلیل قرار می‌دهد.

1-1-            مسکن

1-1-2- تعاريف و مفهوم مسکن

مسکن يکي از مسائل حاد کشورهاي در حال توسعه می باشد، فقدان منابع کافي، ضعف مديريت اقتصادي، نداشتن برنامه ريزي جامع مسکن و ساير نارسائيهايي که در زير ساختهاي اقتصادي اين کشورها هست از يکسو و افزايش شتابان جمعيت شهر نشين از سويي ديگر تامين سرپناه در اين کشور ها را به شکلي غامض و چند بعدي در آورده می باشد.

مسلماً براي پاسخ به تقاضاي فزاينده مسکن نه تنها به زمين، سرمايه، مصالح ساختماني و نيروي انساني زيادي نياز می باشد، بلکه داشتن يک نظام برنامه ريزي به مقصود ايجاد هماهنگي بين بخش مسکن و ساير بخشها و بين اجزا به وجود آورنده مسکن (زمين، مصالح ساختماني و …) با تاسيسات زير بنايي، تسهيلات عمومي، خدمات اجتماعي، سيستم حمل و نقل و … از طرف ديگر ضرورتي محض می باشد.

مقوله مسکن گسترده و پيچيده می باشد، ابعاد متنوعي دارد و نمي توان تعريف واحدي از آن را ارائه نمود. مسکن يک مکان فيزيکي می باشد و به عنوان سر پناه نياز اوليه و اساسي خانوار به حساب مي آيد. در آن سرپناه برخي از نيازهاي اوليه خانواده يا فرد مانند خوراک، استراحت و حفاظت در برابر شرايط جوي تامين مي گردد.

مفهوم مسکن علاوه بر مکان فيزيکي، کل محيط مسکوني را نيز در بر مي گيرد که شامل کليه خدمات و تسهيلات ضروري مورد نياز بزاي بهزيستن خانواده و طرحهاي اشتغال، آموزش و بهداشت افراد می باشد. در واقع تعريف و مفهوم عام مسکن يک واحد مسکوني نيست بلکه کل محيط مسکوني را شامل مي گردد. به عبارت ديگر مسکن چيزي بيش از يک سر پناه صرفاً فيزيکي می باشد و کليه خدمات و تسهيلات عمومي لازم براي بهزيستي بشر را شامل ميشود. در دومين اجلاس اسکان بشر (1996) که در استانبول برگزار گردید مسکن مناسب چنين تعريف شده می باشد: (سر پناه مناسب تنها به معناي وجود يک سقف بالاي سر هر شخص نيست، سرپناه مناسب يعني آستيش مناسب، فضاي مناسب، دسترسي فيزيکي و امنيت مناسب، امنيت مالکيت، پايداري و دوام سازه اي، روشنائي، تهويه و سيستم گرمائي مناسب، زيرساختهاي اوليه مناسب از قبيل آبرساني، بهداشت و آموزش، دفع زباله، کيفيت مناسب زيست محيطي، عوامل بهداشتي مناسب، مکان مناسب و قابل دسترسي از نظر کار و تسهيلات اوليه می باشد که همه اين موارد بايد با در نظر داشتن استطاعت مردم تامين گردد.

1-1-3- اهميت مسکن در زندگي

نيازهاي اساسي مادي بشر را به سه دسته تقسيم کرده اند: نيازهاي زيستي، نيازهاي اقتصادي و نيازهاي اجتماعي. مسکن در برآورده کردن هر کدام از اين نيازهاي اساسي نقشي ويژه دارد که به اختصار تصریح مي گردد:

الف) سر پناه: در اصل سي و يک قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران دسترسي به مکان مناسب حق هر خانواده ايراني محسوب شده می باشد، سر پناه مناسبي که بتواند بشر را در برابر شرايط جوي مصون نگهداشته، به ساکنانش آرامش، سلامت و شادابي عرضه کند.

ب) از نظر اقتصادي: در گذشته مسکن يک دارائي فردي و از نظر اقتصادي غير توليدي تلقي مي گردید. امروزه مسکن به عنوان نوعي سرمايه گذاري و افزايش درآمد می باشد و داراي مفهوم اقتصادي می باشد.

مسکن در ثبات اقتصاديو بهزيستن خانواده تأثیر اساسي دارد، زيرا فقر و عدم تامين اقتصادي از عوامل عمده بي ثباتي اجتماعي می باشد.

برخلاف بعضي کالاهاي مصرفي مورد نياز (که به دليل عدم امکان نگهداري آن طي زمان طولاني، بين عرضه و تقاضا نوعي تعادل به وجودمي آورد)، پس از تامين نياز ضروري اوليه، به صورت پس انداز تبديل به سر مايه مي گردد و حوزه بسيار وسيعي از تقاضا را مي گشايد که تامين آن ماهيتي متفاوت با بحث مسکن به عنوان سر پناه دارد.

ج) از نظر اجتماعي: کارکرد اصلي مسکن علاوه بر تأثیر آن به عنوان سرپناه، فراهم آوردن شرايط مطلوب براي خانواده به مقصود تحقق فعاليتهاي خانوادگي می باشد يکي از پيامدهاي مثبت اين امر ثبات و همبستگي خانواده می باشد.

خانه نزديکترين فضاي مرتبط با بشر می باشد و بشر اولين تجارب ارتباط خود با ديگران رادر آن مي آزمايد و در واقع پيش زمينه اي براي ورود به اجتماع بزرگتر می باشد.

عدم دسترسي به مسکن مناسب با افزايش ميزان بزهکاري، طلاق و از هم گسيختگي اجتماعي ارتباط زيادي دارد و يک عامل بازدارنده در رشد و اعتلاي پديده هاي نا بهنجار اجتماعي ديگري از قبيل خيابان خوابي، زاغه نشيني و معضلات حادتري مانند تکدّي گري مي گردد.

د) از نظر رواني: مسکن مناسب مي تواند محلي براي آرامش و تجديد قوا، آرامش اعصاب و فکر در فرد باشد و خستگيهاي فکري و جسمي ناشي از کار روزانه را از وي زدوده يا او را از جنبه رواني آماده فعاليتها کند. فقدان مسکن عامل موثري در پيدايش افسردگي و اختلالات رفتاري، شخصيتي و همچنين کاهش مقاومت فرد در برابر معضلات می باشد.

ه) از نظر پيشرفتهاي ارتباطي: گسترش فنآوري ارتباطات در زمينه هاي مختلف از حضور فيزيکي بشر در بخشهاي مختلف شهر خواهد کاست و بر عکس بر حضور او در مسکن خواهد افزود. در واقع اين امکان هست که شهروند بر خلاف گذشته بيشترين ساعات شبانه روز را در مسکن خويش سپري نمايد و حضور او را در مسکن و محيط پيرامونش اجتناب ناپذير و به مراتب بيشتر از حضور او در ساير نقاط شهري خواهد بود.

1-2- عوامل اجتماعي- فرهنگي و شكل خانه

1-2-1- فرضيه پايه

براي بيان و توضيح شكل‌هاي مختلفي كه مسكن پيدا كرده و پديده‌اي پيچيده مي‌باشد، ارائه يك دليل واحد كافي نيست. با وجود اين كليه توضيحات ممكن يا ارائه شده، وجوهي از يك انديشه واحد مي‌باشند؛ اقوام داراي رفتار و آرمان‌هاي بسيار متفاوت، محيط‌هاي متنوعي را به وجود مي‌آورند. اين پاسخ‌ها از نقطه‌اي به نقطه ديگر تغيير مي‌كنند و علت اين تغيير، دگرگوني ايجاد شده و تأثیر عوامل مختلف در بازي فاكتورهاي اجتماعي، فرهنگي، آئيني، اقتصادي و فيزيكي مي‌باشد. از سويي عوامل و پاسخ‌هاي فوق مي‌توانند به تدريج و در طول زمان در يك محل تغيير كنند؛ در نتيجه عدم وجود تغييرات سريع و استمرار شكل يكي از ويژگي‌هاي مسكن ابتدايي و بومي مي‌باشد.

مسكن نهادي می باشد كه در راستاي يك رشته مقاصد پيچيده به وجود آمده و صرفاً يك ساختار نمي‌باشد. از آنجا كه ساختن يك مسكن، پديده‌اي فرهنگي می باشد، شكل مسكن و سازمان و نظم فضايي آن، شديداً متأثر از محيط فرهنگي كه مسكن به آن تعلق دارد می باشد. به همين علت در عصر ماقبل تاريخ، مسكن چيزي بيش از سرپناه بشر اوليه گرديد و تقريباً از آغاز «عملكرد» مسكن به مراتب چيزي بيشتر از يك مفهوم مادي يا كاربردي و مصرفي بوده می باشد و همواره پايه‌گذاري، ساختن و اقامت كردن در آن را تشريفاتي مذهبي همراهي مي‌كرده می باشد. اگر قدرت و توان يك پناهگاه، تأثیر انفعالي خانه باشد، هدف فعال مسكن ايجاد محيطي می باشد كه به بهترين شكل با شيوه زندگي يك قوم متناسب و منطبق باشد. به عبارت ديگر هدف و تأثیر مسكن ايجاد يك واحد اجتماعي فضا مي‌باشد. تا كنون درمورد ارزش محدودِ دسته‌بندي شكل و تحليل اقتصادي، موقعيتي، اقليمي و تحليل مصالح و تكنولوژي بحث و صحبت شده می باشد و اكنون بايد جنبه‌هاي فيزيكي، فرهنگي و اجتماعي آن را مورد توجه قرار دهيم. آن چیز که كه قبل از هر چيز بايد مورد تأكيد قرار گيرد جنبه‌هاي اجتماعي- فرهنگي مي‌باشند. هنگامي كه هيت و خصوصيت يك فرهنگ شناخته گردید و به مجرد اينكه به ارزش‌هاي آن فرهنگ تا حدودي آشنا گرديديم، گزينش‌هايي كه آن فرهنگ از ميان انواع مختلف مسكوني به اقدام مي‌آورد تا بتواند هم‌زمان پاسخگوي متغيرهاي فيزيكي و فرهنگي باشد، روشن‌تر مي‌گردند.

تعداد صفحه :153

قیمت : چهارده هزار و هفتصد تومان

***

—-

پشتیبانی سایت :        ———-        serderehi@gmail.com